ناصر الدين شاه قاجار

140

سفرنامه عراق عجم ( فارسى )

صبح برخاستيم سه نفر از مجتهدين نهاوند امروز صبح بهمراهى جناب امين السّلطان بحضور آمدند جناب آقا شيخ محسن جناب آقا ميرزا علينقى جناب ملا على اكبر بعد برخاسته سوار شديم و از در چادر بشير الملك گذشتيم جلو راه نهرهاى بزرگ و كوچك زياد داشت و تمام زمين و اطراف راه هم حاصل زراعت بود كه بايد تا مسافتى از كنار زراعت عبور كنيم بنهر عميقى هم برخورديم كه پياده شده از آن گذشتيم آنطرف نهر كالسكهء ما را نگاه داشته بودند بكالسكه نشسته رانديم تا نزديك ده رفته از آنجا پياده شده سوار اسب شديم و كالسكه را فرموديم برگرداندند رانديم براى تركان تركان اعتماد الحضرة و اكبر خان نايب ناظر هم صبح به آنجا رفته نهار گرم حاضر كرده بودند رفتيم زير همان چنار آفتاب‌گردان زده بودند امروز را تا عصر به خواندن و ملاحظه عرايض و نوشتجات زيادى كه امين خلوت بحضور آورده بود مشغول بوديم بعد از فراغت از نوشتجات هم نقشه كشيديم عصر سوار شده مراجعت به منزل نموديم آن چشمهء كه نزديك آنجا كشيكيچىباشى چادر زده است و نوشتيم كه روز آمدن باتلاق بود و به زحمت از آنجا گذشتيم صدف زيادى توى نهرش دارد حاجى آقاى پيشخدمت صدف بسيارى جمع كرده بحضور آورده بود و عرض ميكرد مردم هم خيلى جمع كرده‌اند يكى از آن صدفها هم كه حاجى آقا آورده بود توى آن يك چيزى مثل مرواريد داشت روز شنبه بيست و يكم